اکادمی موفقیت دکتر مسعود محسنی
آکادمی موفقیت دکتر مسعود محسنی

چه کسی هستم و چه کسی می خواهم باشم؟

من چه کسی هستم؟

چه کسی هستم و چه کسی می خواهم باشم؟

هر رویدادی که دردنیای پیرامون ما اتفاق می افتد دوبار خلق می شود یکبار در دنیای درون ما یعنی ذهن و بار دوم در دنیای بیرونی  جالب اینجاست که ما نمی توانیم همه چیز دنیای بیرونی را کنترل کنیم و بر انها تسلط داشته باشیم ولی بر دنیای درونی خودمان می توانیم کاملا مدیریت نموده و حاکم شویم وبرای این کار ابتدا باید بدانیم که چه کسی هستیم  زیرا چه کسی بودن ما رفتارهایمان را تحت تاثیر قرار می دهد .

به عنوان مثال با تعریفی که از خودمان در ذهن خود ایجاد میکنیم نسبت به ان تعریف  رفتار می کنیم وشخصیت خود را بروز می دهیم یعنی اگر از نظر خودمان یک انسان منظبط باشیم تمام مدت سعی خواهیم کرد که نظم را رعایت بکنیم واگر از نظر خودمان بی نظم هستیم زیاد به منظم بودن اهمیت نخواهیم داد.

حال باید بتوانیم ابتدا از خود تعریف درستی داشته باشیم تا بتوانیم که بودن خود را تثبیت کنیم و نسبت به هویت خود رفتارهایمان را سازگار نماییم.

من چه کسی هستم؟به خودت احترام بگذار

 اینجاست که باید در تعریف شخصیت خودمان به شکل صحیح رفتار کنیم به عنوان مثال کاری احمقانه کردن فرق بزرگی با اینکه خودمان را احمق بدانیم دارد و یا اضافه وزن داشتن با چاق بودن بسیار تفاوت دارد.

هر تعریفی از خود در چه کسی بودن عنوان کنیم در واقع هویت ما ان می شود و در تمام عمر رفتارهایمان با هویتمان یعنی تعریفی که از خود داشتیم منطبق خواهد بود.

الان وقتشه

 یعنی این که اگرمیخواهیم تغییر بکنیم و یا خودمان را به جایی برسانیم که دوست داریم نباید انرا به اینده موکول کنیم و همین الان باید خودمان را در ان شرایط تصور نماییم .

مثال :اگر میخواهیم در اینده یک مدیر یا یک کار افرین یا یک معلم و یا هر شخص دیگری باشیم و استاندادهای زندگی خود را طبق ان شخصیت بسازیم باید نگوییم که من فلان خواهم شد باید بگوییم که من اکنون همان مدیر یا معلم هستم و باید طبق او رفتار و حرکت نمایم .

ساختن هویت خود

این یعنی ما هویت خود را بر اساس انچه می خواهیم بشویم می سازیم و بر اساس ان هویت رفتارهایمان را اصلاح و سازگار می کنیم.مثال دیگری که از این موضوع می توان ارایه کرد اشخاصی هستند که مواد مخدر یا سیگار  ویا الکل را ترک می کنند ولی بعد از شش ما ه یا شش سال و… دوباره بر میگردند به حالت قبل چرا که انها هویت خود را تغییر نداده اند بلکه فقط عادتها و رفتارهایشان را عوض کرده اند که نتیجه اش می شود بازگشت دوباره به عادتهای قبل.در حالیکه اگر انها به جای رفتار هویت خود را تغییر داده بودند وبجای انکه خود را یک معتاد و الکلی بدانند اینگونه فکر می کردند که طی مدت زمان مشخص انها در مصرف مواد مخدر زیاده روی کرده اند و ذاتا شخص معتاد یا الکلی نیستند و باید هویت خود را بر اساس سالم بودن همانند سایر انسانها بسازند انگاه دیگر به وضعیت قبلی دچار نمی شدند

 می توانی کسی را بکشی؟

تا کنون کاری نبوده که در هیچ شرایطی قادر به انجام ان نباشید ؟مثل کشتن یک شخص؟ مطمینا شما هم مانند من اصلا در تصوراتتان نمی گنجد که روزی کسی را به قتل برسانید زیرا ان عمل در هویت ما ابدا جایی ندارد و به هیچ وجه در چه کسی بودن ما قابل تعریف نیست.

بسیار مواظب برچسب هایی که به خودتان می زنید باشید زیرا برچسب ها هویت ما را می سازند و هویت ما رفتارهایمان را و قبول یا رد کرن کارهایی که باید انجام دهیم یا ندهیم.

بنا بر این به جستجوی چه کسی بودن ویافتن هویت اصلی خود باشید و سعی کنید دنیای درونی خود را مدیریت نمایید تا به انچه که رضایت از زندگی معروف است برسید مطمین باشید که ثروت و مقام وشهرت شما را به رضایت نخواهد رساند وخیلی زود برایتان عادی خواهد شد برای داشتن رضایت از زندگی باید کیفیت روابط خود را با دیگران بهتر نموده و هویت شاد وسالم ورویایی برای خود بسازیم تا رفتارهایمان را با ان منطبق نماییم وهمیشه به این فکر کنیم که چه کسی می خواهیم باشیم نه اینکه چه چیزی می خواهیم داشته باشیم.

خلاصه صحبت

در این مقاله به تعریف هویت و کاربرد ان در ترک عادتهای قبلی و رسیدن به هدف نهایی که همان رضایت از زندگی است پرداختیم.واینکه همیشه سعی کنیم به سمت هویت شدن حرکت کنیم و تلاش کنیم که هم خودمان انسان بهتری باشیم و هم دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنیم .اگر این مطلب را پسند نمودید .

 نویسنده مقاله : دکتر مسعود محسنی

سایـت مــنبع:  www.mohseney.com 

توضیح : بهره برداری فردی یا گروهی از این مقاله و همچنین اشتراک آن در فضای مجازی و سایر منابع با ذکر منبع بلامانع می باشد.

دانلود فایل pdf 

لطفا صبر کنید