آهنگ زندگیتو تغییر بده

بهبود فردی

کامل گرایی چیست وچه بلایی سرمان می آورد؟

1

کامل گرایی چیست و چه بلایی سرمان می آورد؟

کامل گرایی چیست؟داستان اصغر بیچاره

وقتی که ۱۴سالم بود وکلاس دوم راهنمایی را سپری می کردم معمولا پس از عید که هوا خوب می شد وطبیعت زیباییهای خود را به رخ انسان می کشید قبل از اینکه امتحانات آخر سال شروع شود همیشه یک برنامه اردو از طرف مدرسه تدارک دیده می شد ودر آن ایام لحظات بسیار خاطره انگیزی با حضور در این برنامه به همراه هم کلاسیهایمان خلق می گردید و واقعاخوشحال مان می کرد.آن روز به خارج از شهر رفتیم و اتوبوس در کنار جاده ایستاد سمت راستمان دره ای سرسبز و زیبا قرارداشت طوریکه هرچه به دوردستها می نگریستیم باز آنسویش ناپیدا بود.هرکس کوله پشتی خود را برداشت واز کنار کوه پیاده به راه افتادیم و پس از یک ساعت پیاده روی به دشت زیبایی رسیدیم .بچه ها در گروههای ۴نفری دور هم جمع شده بودند و هرکس بساطی برای خودش پهن کرده بود.نزدیک ظهر که شد معلمها جمع شدند تا آتش درست کنند .قرار بود که به هر گروه دوسیخ کباب مرغ بدهند.به چند نفر از بچه ها گفته شد تا برای آتش هیزم بیاورند هر کس به سمتی رفت تا هیزم جمع کند پس از حدودا بیست دقیقه هرکس در آغوش خود مقداری چوب خشک آورد و آتش را روشن کردیم پس از اینکه نهارمان را خوردیم و درحال استراحت بودیم یک لحظه چیزی توجه همه را به خود جلب کرد الاغی بود که بر پشتش حجم بزرگی از هیزم چیده شده بود و در کنار او یکی از هم کلاسیهایمان که اصغر نام داشت خسته و بیحال در حال حرکت بود وقتی به پیش ما رسیدند همه از شدت تعجب مات و مبهوت به او می نگریستند و پس از چند ثانیه که متوجه موضوع شده بودند زدند زیر خنده و همهمه و هیاهویی بلند شد و هرکس به اصغر  بیچاره چیزی می گفت وتکه ای می انداخت.

در آن ایام متوجه دلیل رفتار متفاوت اصغر نشدم ولی بعدها که مفهوم کامل گرایی را فهمیدم به این نتیجه رسیدم که بیچاره اصغر به بیماری کامل گرایی دچار بود و خودش هم نمی دانست .در واقع همه هیزم آورده بودند و او هم همین کار را کرده بود ولی چون کامل گرایی داشت به جای یک بغل هیزم یک بار الاغ هیزم جمع کرده بود و از نظر خودش کار بی نقصی انجام داده بود در حالیکه در آن موقعیت انجام آن کار در آن حجم و زمان نیاز نبود.

دلیل اینکه از واژه بیماری استفاده می کنم این است که اولا کامل گرایی بسیار خطرناک و دردسرساز است و همانند برخی بیماریها اگر به موقع تشخیص و درمان نشود انسان را بیچاره می کند و مانع موفقیت وپیشرفت می شود به طوریکه یا باعث نا امیدی شده و ادامه تلاش را متوقف می کنیم ویا تلاش می کنیم ولی نتیجه لازم را در زمان لازم نمیتوانیم بگیریم.

کامل گرایی چیست؟

کامل گرایی یک باور وعقیده غیر منطقی است که برخی انسانها نسبت به خود و محیط پیرامونشان دارند و پیوسته به دنبال بی نقص بودن محض بوده و تصورشان این است که هرتلاشی و هرکاری در این جهان باید کامل و بدون عیب انجام پذیرد و همیشه به دنبال ترین ها هستند،بهترین،کامل ترین،زیباترین،بزرگترین،بیشترین ودهها ترین دیگر.عموما این بیماری از کودکی در آنها شکل گرفته و در جوانی و میانسالی به وضوح ظاهر می شود و همیشه ترس از شکست خوردن و طردشدگی دارند و فکر می کنند که اگر کارها و تلاشهایشان موفقیت صددرصد را نداشته باشد توسط دیگران قابل پذیرش نخواهند بود و این بیماری رفته رفته یا باعث انجام نشدن کارها می شود ویا در اثر ناتوانی برای اجرای کامل و بی نقص شخص را دچار یاس و نا امیدی می کند.

کامل گرایی چه بلایی سرمان میاورد؟

  • کاهش اعتماد به نفس

این بیماری در طول زمان باعث می شود که عزت نفس افراد کم باشد وچون همیشه احساس کمبود وضعف در برابر محیط دارند،در نهایت نمی توانند به همه خواسته هایشان برسند ونسبت به خود اعتماد کافی ندارند.

  • خجولی

عدم مسیولیت پذیری در کارها باعث ایجاد احساس شرم و درماندگی می شود.

  • نگرش منفی

این باور که رسیدن به هدفی ایده ال بسیار مشکل است باعث تقویت نگرش منفی وایجاد یاس و ناامیدی در انها می شود.

  • افسردگی مزمن

چون نیاز به کامل بودن دارند و فکر می کنند که رسیدن به این نقطه غیرممکن است در طی زمان به افسردگی خفیف دچار می شوند.

  • سختگیری در انتخاب

چون به دنبال انتخاب های کاملی هستند باعث می شود که سختگیر بوده واز انعطاف پذیری لازم برخوردار نشوند.

  • وسواس

چون در پی رسیدن به تکامل در خواسته ها به ریزترین و جزیی ترین موارد توجه می کنند باعث می سود که به وسواس مبتلا شوندکه این وسواس بعضا مصرف دارو یا مخدر ویا دخانیات شدید را به همراه دارد

  • بی انگیزگی

شخص چون در زندگی نمی تواند به ایده ال خود برسد بنابراین تغییر از نظر او غیرممکن می شود وانگیزهای برای ارتقا و رشد خود ندارد.

 

اقدامک

اموزش به زبان ترکی

۱-زندگی و کارهایی که در گذشته انجام داده ای را بازنگری نمایید.آیا مواردی بوده که در آنها نگرش کامل گرایی داشته باشید؟آن موارد به کجا ختم شده آند؟آیا انجام داده اید یا به دلیل ناامیدی رهایش کرده اید؟

۲-حال که با مفهوم کامل گرایی آشنا شده اید به نظرتان موارد بند یک را چگونه می توانستید به بهترین شیوه به انجام برسانید؟

۲-اگر موردی یافتنشد به شما تبریک می گویم که کامل گرا نیستید.آیا در اطرافیان خود چنین کسی را می شناسید؟یک نفر از نزدیکان یا دوستان خود که چنین خصلتی دارند را بیابید و سوالات بالا را از او بپرسید.

فرق کمال گرایی با  کامل گرایی

با توجه به اینکه افراد کمال پگرا و کامل گرا هردو در جهت موفقیت وپیشرفت گام بر می دارند وهردو برای بهتر شدن وانجام کارهای بهینه تلاش می کنند وبه نوعی هدف هردوگروه توسعه وپیشرفت فردی و کاری است امکان دارد که در تشخیص و تفکیک آنها دچار اشتباه شویم ولی افرادکامل گرا تفائتهای عمده ای با کمال گراها دارند که می توان آنها را از هم جدا کرد.

افراد کمال گرابرای زندگی وکسب وکار خودذ برنامه ریزی می کنند وبرای رسیدن به اهداف خویش زحمت می کشند و شکست را جزو روند موفقیت می دانند وبدون اینکه عصبی شوند تلاش می کنند که از شکستهایشان درس بگیرند و همچنین در رفتارها ومقابله با اشتباهات خود انعطاف پذیر هستند ومسیولیت کارهای خود را بر عهده گرفته و در مواقع لازم خیلی راحت عذر خواهی می کنند.فرد کمال گرا سعی دارد بین من آرمانی و من واقعی خود حد و مرز قایل شدخه و تعادل ایجاد نمایدومحدودیتها و نقاط ضعف وقوت خود را به خوبی می شناسد وسعی میکند تا اهدافی بر مبنای شناخت از خود وتوانمندیهایش بنا نماید و از بلند پروازی های توهم زا پرهیز می کند و دستاوردها و خواسته هایی معقول برای خود در نظر می گیردوچون آمادگی برای شکست احتمالی را دارد در صورت تحقق نشدن هدفی دچار یاس و نا امیدی نمی گردد.همچنین افراد کمال گرا مهمترین خصوصیتی که دارند مرز بین فکر و عمل در آنها نزدیک است و بیشتر به شروع و انجام کار می اندیشند حتی اگر در اجرا اشکالاتی داشته باشند تا اینکه به دلیل تلاشبرای انجام به بهترین حالت از اجرا عقب بمانند.

در حالیکه افرادکامل گرا کاملا در جهت مقابل این رفتارها قرار دارند .آنها از خود انتظارات صد در صدی داشته و تصور شکست و نا کامی را ندارند و چون با سخت گیری برای رسیدن به موفقیت گام بر می دارد انتظارش رسیدن به بالاترین شرایط و عالیترین اهداف و موقعیتها است و اگر نتیجه اخذ شده حتی به میزان کمی از تصورات او متفاوت باشد دچار فشار عصبی شده و استرس واضطراب تمام وجود اورا دربر میگیرد زیرا همیشه به دنبال نتیجه صد بوده است و نود یا هشتاد برایش قابل قبول نیست.واین ناکامی بعضا باعث فروریزی احساسی آنها شده واز حرکت به سوی گامهای مشابه وبعدی خودداری می کنند .برخلاف افراد کمال گرا این اشخاص بین خود آرمانی با خود واقعی فاصله عمیقی ایجاد کرده ووخود آرمانی را به سوی جاه طلبی های نامحدود و غیر واقع بینانهئ سوق می دهند بنابر این نمیتوانند شناخت درستی از تواناییها و نقاط ضعف و قوت خود به دست آورند و همیشه به نوعی دچار توهم وخودباوری افراطی می شوند که در مرور زمان باعث شکستهای زیاد و نا امیدی و افسردگی می گردد .

افراد کامل گرا همیشه خود را با دیگران مقایسه می کنند وچون ذهن خود را به قضاوت و مقایسه عدت داده است ذهن نیز اورا با تصویری ایده ال مقایسه کرده ودچار ناراحتی و عصبی شدن خودش می گردد.در حالیکه فرد کمال گرا می داند که هر کس منحصر بفرد است ونباید با دیگران که دارای توانمندیها و ارزشهای متفاوت هستند مقایسه گردد زیرا این رفتار منجربه حسادت شده وبه شخص لطمه وارد می کند .همه این رفتارها منجر به ئاین می شود که شخص کامل گرا یک فرد مستبد،خودخواه ودیکتاتور باشد که خودبزرگ بینی و برتری جویی در وجود او ریشه بسته ومانع از آزاداندیشی وانعطاف پذیری او می گردد که در نهایت جزو افراد منطقی نمی باشد.

 

نمونه ای از باید و نبایدهای افراد کامل گرا

  • من باید در هر زمینه ای خاص و عالی ترین باشم.
  • من باید بهترین کارمند در محل کارم باشم تا خودم را دوست داشته باشم.
  • من باید زیباترین باشم تا دوست داشتنی شوم.
  • من باید پولدارترین باشم تا زندگیم بی معنا نباشد.
  • من باید مهربانترین باشم وگرنه افراد زیادی را از دست می دهم.
  • من باید بهترین همسر را پیدا کنم تا بتوانم ازدواج نمایم.
  • من باید ماهرترین فرد باشم تا بتوانم وارد شغلی شوم.

چگونه از شر کامل گرایی خلاص شویم؟

علارغم اینکه بیماری کامل گراییدر انسانها  بسیار رایج می باشد ولی متاسفانه هنوز داروی بیرونی برای درمان آن کشف نشده است.ولی مسیله مهمتر از دارو و درمان به نظر من شناسایی این بیماری در خودمان است برای اینکه بسیاری از افراد در تمام طول عمرشان با این بیماری سروکله می زنند وباضربات بسیار سنگینی هم در زندگی مواجه می شوند ودلیل اصلی آن عدم شناخت و آگاهی به این بیماری می باشد برای اینکه گام اول در پیشگیری یا کنترل هر نوع مرض و بیماری شناخت زود هنگام آن می باشد بنابر این ما ابتدا باید با توجه به علایم این بیماری به وجود آن در خودمان پی ببریم و سپس با استفاده از تکنیکهایی که در زیر برایتان آورده ام آن را کنترل و درمان نمایید با اینکه مسلما درمان کامل نخواهد شد ولی تا حد زیادی می توانید جلوی فعالیت آن را در ذهن وبدنتان بگیرید.

  • با توجه به توضیحات فوق وعواقبی که در بخش بلاهای کامل گرایی ذکر شد سعی کنید به وجود آن پی برده و بیماری را در خود شناسایی نمایید.
  • نگرش وباورهای خود را اصلاح نمایید وبیشتر به اقدام گرایی و عمل کردن به کارها فکر کنید تا اینکه مدام آنها را بررسی کرده ودر مرحله اول در جا بزنید.
  • هنگام شروع امور به نتیجه کار فکر کنید واینکه پس از اتمام کار چه حس زیبا و اذتبخشی خواهید داشت.
  • عادتهای قبلی کامل گرایی خود را بنویسید ودرجهت تغییر آنها اقدامات لازم را انجام دهید
  • لیستی از مشکلات و عواقبی که در اثر کامل گرایی و عدم اتمام کارهای مهم برایتان پیش آمده تهیه کنید و به خود قول دهید که چنین شرایطی دیگر تکرار نخواهد شد
  • فقط انجامش دهید و به فکر چگونگی و کم و زیاد بودن کیفیت کار نباشید.
  • از قانون ۵ دقیقه استفاده کنید.این قانون می گوید هر کاری را که قرار است انجام شود به مدت ۵ دقیقه شروع کنید و انجام دهید حتی اگر آن کار را دوست نداشته باشید.ودر ادامه اگر دوست نداشتید متوقفش کنید.خواهید دید که کار تا آخر انجام می شود برای اینکه اغلب مشکل ما در شروع کردن کار می باشد.
  • مراقب اهمال کاری باشید برخی مواقع کامل گرایی موجب اهمال کاری های شدید می شود .کافی است شما سعی کنید که اهمال کار نباشید خود به خود با کامل گرایی هم مقابله می کنید.نویسنده مقاله : دکتر مسعود محسنیسایـت مــنبع : www.mohseney.com

    توضیح : بهره برداری فردی یا گروهی از این مقاله و همچنین اشتراک آن در فضای مجازی و سایر منابع با ذکر منبع بلامانع می باشد.
  •  دانلود فایل pdf

دیدگاه شما

لطفا صبر کنید